نامه رسیده یک کارگر
چند روز پیش تو بعضی میدونهای شهر دیدم کمیته امداد چادر زده واسه ادمهای فقیر کمک جمع میکنه شب عیدی دل چند نفر رو شاد کنند اخه بعضی وقتها ادمهایی هستند که شب عیدی با جیب خالی شرمنده زن و بچشون یا حتی مهمونای نوروزی میشن
الان فکر میکنید دارم قصه یا می خوام روضه بخونم نه اقا یا خانوم امید ...تا به حال برای مشکلات همه شرکتها و ادارات علی الخصوص قشر کارگرجماعت مطلب نوشتی انگار یه مشت کارگر بد بخت بیچاره هم هستند که تحت استعمار روسای شرکت دارند روزهای سختی رو میگذرونند
همه جا برای ما تبعیض قائل شدند حتی تو وبلاگ امید بافق
قصه از اینجا شروع میشه که شرکت امن گستر که اقای مدیر عامل میشدوان از تاریخ دی ماه سال87 انتظامات معادن میشدوان چاهگز مهدی اباد وانگوران را با هزار دوز و کلک وپارتی بازی (که چگونگیش توهمین وبلاگ اومده بود)رو برنده میشه و شروع بکار میکنه و مصیبت بچه ها از اینجا شروع میشه.....هر شیش ماه یه بار حقوق میداد یا هر 5ماهی یه حقوق علی الحساب اون هم چه حقوقی ....
حقوق یه کارگر زن و بچه دار تو معدن میشدوان با کمبود امکانات.جاده خاکی .مدیر اصفهونی گدا که حاضر نمیشه 2ساعت اضافه کاری برات رد کنه..خرابی وضعیت غذا.امکانات رفاهی میدونی چنده؟؟؟؟؟؟؟
نه اشتباه فکر میکنی اقای ..... حقوق ماهیانه روبا اضافه عیدی که در طول سال رو حفوق ها میخواد حساب کنه ماهیانه 350000تومنه...اقای امید انصافه؟؟؟؟
امید بافق : نه به خدا بی انصافیه