مدير مسئول محترم اميدبافق با سلام

لطفا مطلب اينجانب را چاپ نمائيد شايد كه ...

شرينكاري يكي از همشهريانم را در وبلاگ شما ديدم و نظرات آن را خواندم. جالب يود. ديروز وقتي با يكي از مديران شركت سنگ آهن صحبت مي كردم  خاطره اي را از مهندس دهستاني تعريف كرد و چون به صحبتهايش ايمان داشتم  برايتان مينويسم شايد اين شهر نفرين شده ....

 مدير عامل سابق سنگ آهن دستوري به يكي از مسئولين وقت شركت ميدهد كه در آن درخواستي براي عمران شهر بوده ولي از نظر آن مسئول مخالف قانون بوده و انجام آن را براي حكومت مهندس دهستاني بد مي دانست ( فقط قانون -  مهندس احمديه هميشه دم از آن مي زند ) .مدير در جواب آنها گفت : با مسئوليت من انجام دهيد نهايت اينه كه مرا ميذارند كنار ديوار وتيرخلاص . مهم اينه كه شهر آباد بشه .

 در روزنامه اي خواندم كه در قضاياي پيش آمده بعداز انتخابات آقاي مهدوي كني قرار است پادر مياني كرده پيشنهاد صلح حسني داده وقضيه را ختم به خير كند.

 از بيان اين دو مطلب بي ربط ميخواهم اين نتيجه را بگيرم :اگر در آن زمان گرگ وميش شهر ما فردي مانند آقاي مهدوي پيدا ميشد وبين مسولان شهر ما صلح وصفا برقرار ميكرد اين همه مدير ومسئول  دلسوز از دست نميداديم.البته ماهي را هر وقت از آب بگيري تازه است.هنوز هم شهرمان معدود مديران دلسوزي دارد كه ميتوان با بزرگ منشي آنها را حفظ كرد  ويا با بي رحمي ومنفعت طلبي زحماتشان را پامال كرد.

با تشكر : ل-ب